poetry

برمودای جهل

اشک بیرون می‌کند دیدن این زخم کشتی‌ای در گرداب دور برمودای جهل گردان دور می‌خورَد یک سر باژگونه می‌شود از […]

poetry

تهوُّع

وقتی خورشید حیات می خشکد چشمه‌سار امید یخ می بندد شوقِ بودن فروکش می کند شب وقتی قرار است باشد

poetry

سُرخْ‌وحشی‌های کوهستان

زیباست،همه‌چیزت زیباست.زیباتر از وحشی‌های سرخی کهپس از زوال برف،بر فراز تپه‌ی پشت خانه‌مانقد می‌کشیدند. خوش‌بوتر ازعطر چادر قرمزهای روستامان —که

Scroll to Top